.::♣♀ کل کل خونه دختر پسرای باحال ♂♣::.

سخن نخست

سلام به همه اونایی که اهل کل کل کردن هستن 



منم خوشم میاد از کل کل سر گرمیه باحالیه

به هر حال هر کسانی که میخوان عضو کل کل خونه بشن

توی  قسمت نظرات به من اطلاع بدن

البته قبلش باید قوانینو رعایت کنین


منتظرم



                          از بین فعال ترین دختر و پسراهر هفته  مدیر انتخاب میشه 


                                پس تا میتونین پست بزارید فهلا ...بابای دخملا.....



   تعداد  دختر جیگلا : 24

  تعداد پسر خوشملا : 24

   همه اعضا کل کل : 48



          

                      از بین کاربران عضو هر کسی که وبلاگ داره اینجا رو با اسم


                 .::♣♀کل کل خونه دختر پسرای باحال ♂♣::.


                 لینک کنه و از طریق نطرات این قسمت به ما اطلاع بدهید تا

             

                    لینکتون کنیم ............ فهلا .......بابای دخملا.....



 ((     5 کاربر برتر کل کل خونه   ))


    1-  ترانه : 

    

     2- کامیار :


    3- عسل خانوم  :   



سلامــ بهـــ همهــــ برو بچـــ باحالـــ کلـــ کلـــ خونهــــ


میخوامـــ یهـــ رومـــ باحالـــ و گرمــــو صمیمیـــ بهتونــ معرفیـــ کنمـــ


♣ پاتوقـــ دختر پسرایـــ باحالــ ♣


چـــتــــ♥ــــ رومـــ♥ــــ دوســـتانـــــ♥ــــ


♠ منـــتظر حضـــور ســـبز شــما هستــ ♠

www.2stanchat.ir




+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 19:3  توسط ایدا **( مدیر وبلاگ )**  | 

اگه دخترا نبودن..............اگه پسخرها نبودن.......................

می دانید اگر پسر ها نبودند چی می

شد؟


1-دیگه کی بود که دخترها مسخرشون کنه و دخترا به چی می خندیدن؟ ؟



۲.دیگه کی بود که بره واسه خونه نون بخره؟



۳. دیگه کی بود که هی شماره بده و منتظر بمونه؟



۴.دیگه کی بود که دخترا تحویلشون نگیرن؟



۵.دیگه کی واسه دافا کادو بخره؟



۶. دیگه کی بود که اگه یه روز از خونه نزنه بیرون مامان و بابا هی بهش

بگن تا کی مفت خوری میکنی؟



۷.دیگه کی بود که ۲ سال واسه دولت عین خر کار بیمزد کنه و بره سربازی؟



۸. دیگه کیه که عرضه گرفتن دیپلمشم نداشته باشه و هرجا بری خواستگاری با شرمساری بگی سیکله؟



۹.دیگه کی بود که جوراباش عین دهنش بد بو باشه؟



۱۰.دیگه کی بود که رقیب بابا باشه یعنی عمرا عزیز بابا بشه؟



۱۱. دیگه کی بود که وقتی همه میرن مسافرت مواظب خونه باشه؟



۱2-دیگه کی بود که با دیدن دخترها دست وپایش شل بشود؟


۱3-دیگه کی بود که دخترها خرش کنند؟ 


۱4-دیگه کی بود که دخترها سرشون داد بزنند؟


۱5-دیگه کی بود که ساعت 7صبح مثل کشیکی ها دم در خونه دختر ها

واسته؟(ونگهبانی بده؟)


۱6-دیگه کی بود که داداش دخترها به باد کتکش بگیره؟


۱۷-دیگه کی بود که بابا هر روز عین خر ازش کار بکشه؟


۱۸. دیگه کی مامانا رو دق می داد؟


۱۹.دیگه به کی می گفتن اوا خواهر ببخشید برادر ؟


۲۰. اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟  


۲۱. اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟


۲۱. اگه پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟


۲۲.دیگه تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟


۲۳. دیگه کی خالی می بست ؟


۲۴.اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟


۲۵. اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟


۲۶. اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟


۲۷. اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟


۲۸.اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟



۳۰.کی زشت ترین موجود دنیا میشد؟



۳۱. کی نمره تک کلاسو میگرفت؟



۳۲.کی شهریور میومد مدرسه؟



۳۳.آخه اگه پسرا نبودن من تو این وبلاگ چی مینوشتم؟



و......


حالا اگر دختر ها نبودند چی می شد؟

1-دیگه کی بود که مربا بده بابا ؟


2-دیگه کی بود که پسرها را خمار کنه؟


3-دیگه کی بود که پسر ها سرکار بذاره؟


4_دیگه کی بود که حال پسر ها را بگیره؟


5-دیگه کی بود که عین فرشته مهربون که سر راه پینوکیو سبز شد اونو از

دروغ گویی باز داره؟



۷. دیگه کی بود که تو رو تحمل کنه؟



۸. دیگه کی بود که قشنگ باشه عزیز باشه؟

۹. دیگه کی بود که همیشه بوی خوب بده و پول تو جیبیهاشو عطر بخره؟



۱۰.دیگه کی بود که روز ولینتاین همه ی سرمایتو بری واسش خرج کنی؟



۱۱. دیگه کی لیلی میشد؟



۱۲. دیگه کی پسرا رو تیغ میزد؟(از خودتون یاد گرفتیم)



۱۳. دیگه کی چادر میپوشید عروس میشد؟



۱۴. دیگه کی عید نوروز پسته و فندقای سربسته رو میریخت تو ظرفت؟



۱۵.دیگه کی بود که پسرا دقه به دقه مزاحم و آویزونش باشن؟

وازهمه مهمتر:

۱۶. آخه ابله اگه دخترا نبودن دیگه کی بود که جنس

نحس تو رو به دنیا

بیاره؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:47  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

وخداوند زن را افرید........................

به نام خدایی که زن آفرید حکیمانه امثال ِ من آفرید!خدایی که اول تو را از لجن و بعداً مرا از لجن آفرید!برای من انواع گیسوو موی برای تو قدری چمن آفرید!مرا شکل طاووس کرد و تورا شبیه بز و کرگدن آفرید!به نام خدایی که اعجاز کرد مرا مثل آهو ختن آفرید!تورا روز اول به همراه من رها در بهشت عدن آفرید!ولی بعداً آمد و از روی لطف مرا بی کس و بی وطن آفرید!خدایی که زیر سبیل شما بلندگو به جای دهن آفرید!وزیر و وکیل و رییست نمود مرا خانه داری خفن آفرید!برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب شراره، پری، نسترن آفرید!برای من اما فقط یک نفر براد پیت من را حَسَنْ آفرید!برایم لباس عروسی کشید و عمری مرا در کفن آفرید! به نام خدایی که سهم تو را مساوی تر از سهم من آفرید!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:29  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

به عسل خانوم

عسل خانوم شما دو خر ها هر کاری کنید به آقا پسرها نمیرسید..

هر چند هر کدومتون دوتا هستید ..ولی  چه فایده ...

حالا به افتخار اقا پسرا یه دست قشنگ بزنید..

آفرین... یه پیشنهاد :زیاد فکر نکنید دو خر ها چون امکان داره مختون هنگ کنه..برای ساختن مغز شما از یک سلول بیشتر استفاده نشده..

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:29  توسط ♂صادق♀  | 

به همه ی دو خر ها

نفس کش....

حریف نبود...؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:20  توسط ♂صادق♀  | 

به به چه عجبببببببببببببببببببببببببببببببب

بالاخره یکی از این پسرا به خودشون تکون داد و 4تا پست گذاشت...

البته هر کاری بکنن نمیتونن جلوی ما دخترا کاری بکنن



به سلامتی همه ی دخترای کل کل خونه که پسخراش به زانو در اومدن و عقب نشینی کردن

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:53  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

تفاوت پسر ها و دختر ها در گرفتن پول از عابر بانک

 پسرها

با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه میذارن
کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
پول و کارت رو میگیرن و میرن


دخترها

با ماشین میرن دم بانک
در آینه آرایششون رو چک میکنن
به خودشون عطر میزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن
در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن
در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن
بالاخره ماشین رو پارک میکنن
توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن
کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه
کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون
دنبال کارت عابربانکشون میگردن
کارت رو وارد دستگاه میکنن
توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن
کد رمز رو وارد میکنن
۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
کنسل میکنن
دوباره کد رمز رو میزنن
کنسل میکنن
دوست پسرشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو میزنن
دستگاه ارور (خطا) میده
مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن
دستگاه ارور (خطا) میده
بیشترین مبلغ ممکن را درخواست میکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن
پول رو میگیرن
برمیگردن به ماشین
آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن
توی کیفشون دنبال سوئیچ ماشین میگردن
استارت میزنن
پنجاه متر میرن جلو
ماشین رو نگه میدارن
دوباره برمیگردن جلوی بانک
از ماشین پیاده میشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذاره برای آدم)
سوار ماشین میشن
کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
آرایششون رو توی آینه چک میکنن
احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن
میندازن تو یه خیابون اشتباه
برمیگردن
میندازن توی خیابون درست
پنج کیلومتر میرن جلو
( میگم ! چرا اینقدر یواش میره ؟ ) بعد ترمز دستی رو آزاد میکنن !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:0  توسط ♂صادق♀  | 

شما باورتون میشه؟؟؟(من که باورم نمیشه!!!)

داستان هدیه دادن باورنکردنی یک پسر عاشق به یک دختر که واقعا آدمو متحول میکنه:

دختر: می‌دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر: آره عزیز دلم
دختر: منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند
پسر: منتظرت میمونم عشقم
دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم
***************************
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می‌آورد، به آرامی‌چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.
پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه
به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار: در حالی که سرنگ  آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میآد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:50  توسط ♂صادق♀  | 

مطالب زیبا

دخترها مثل رادیو هستند:
هرچه بخواهن میگن وهر چی بگی نمی شنون.

دخترها مثل موتور گازی هستند:
پرسر و صدا کم سرعت کم طاقت

دخترها مثل لیمو شرین هستن :
اول شیرین بعد تلخ میشن

دخترها مثل گچ هستند :
اگه چند لحضه باهاشون مدارا کنید چنان سخت میشوند که نیمشه هیچ شکلی بهشون داد
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:47  توسط ♂صادق♀  | 

هَییییییییی وای

چرا این جا این جوریه؟؟؟

هر کی به هر کیه و هیشکی به هیشکی نیست..!!!

این جا چرا این قد خلوته؟؟

تفاوت زمین خوردن دخترا و پسرا:

پسر در حال دویدن…
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟
خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو!
(شپلخخخخخ “صدای پس گردنی”)
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:27  توسط ♂صادق♀  | 

سلام به همه دخمل های خوشگل کل کل خونه. عیدتون مبارک

شنیده بودم پسرا خیلی اعتماد به نفس دارن ولی فکر نمیکردم تااین حد

این اعتماد به نفس کاذبه. درضمن هیچ دختر خوشگلی بهتون محل نمیده توهین نکنین.

به قول معروف گربه دستش به گوشت نمیرسید میگفت پیف پیف بو میده.....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 12:31  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

کامیار(مدیر گل پسرا)

سلام من دوباره اومدم!ولی هنوزم دخترا هیچ دفاعی از خودشون نکردند!!!!

اخه کم اوردن تا چه اندازه؟؟؟!!!شاید کاربرای جدید دختر بیان یه کاری بکنند!

ای ول صادق ضربه ی اخرا به ۲خرا زدی!!!

راستی عیدتون مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 13:7  توسط کامیار♥(مدیریت پسرا)♥  | 

از طرف صادق به همه ی دخمل پسرا

اول سال نو مبالک..

دوم هورا و مرحبا و ای ول به پسرا..

سوم هم همین دیگه..کور شه چشم دخترا..

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 1:51  توسط ♂صادق♀  | 

کامیار!!

وب تحت تصرف پسراس....

دخترا کوچ کردن رفتن ......

آخیش چه آرمشی اینجا برقراره.....
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 18:32  توسط کامیار♥(مدیریت پسرا)♥  | 

سلام به همه ی دخترای خوشگل کل کل خونه. بچه ها من شاید از امروز بخاطر وا شدن مدرسه ها کمتربیام چون میخوام واسه کنکورم بکش بخونم. واسه همتون ارزوی موفقیت دارم. ایدا و ترانه جون من شاید ۲ الی ۳ هفته یه بار بیام . فعلا بابای
+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 17:2  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

خدا حافظی کامیار!

سلام به همه!پسرا تبریک میگم!دیدید بالاخره تو نستیم شاخ ۲خر هارو بشکنیم!۲خرها دیگه همه فهمیدن که شماها کم اوردید!از نظر من دیگه شما بازنده هستید!راستی من برای یه مدت طولانی نمیام!
+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 13:59  توسط کامیار♥(مدیریت پسرا)♥  | 

اینم 2خرا بخونن حال کنن/هههههههه

روشهای مبارزه با بحران بی شوهری


در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .


?ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

?ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

?ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

?ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

? ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

? ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

?ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

? ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

? ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین

این 2خرا  هستن که از بی شوهری دست به این کارا میزنــــــــــــــــــــــــ


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 22:45  توسط ♂ایوب♀  | 

از طرف کامیار!!

سلام به همگی!عسل جون می بینم که یه چیزایی بلد شدی!ای ناقلا!عسل راستی اینا یادت رفت بگی!اسم هر حیونی را میشه رو شما ۲خر ها گذاشت مثل:اهو،پروانه،غزال و....! در گلستان طبیعت ما گل پژمرده ایم!رنگ پیری ندیده در جوانی مرده ایم!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 14:25  توسط کامیار♥(مدیریت پسرا)♥  | 

دلایلی برای افتخار به دختر بودن(28) دلیل

۲۸ دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید

۱ -نام هر گل زيبايي راكه در طبيعت است روي شما مي‌گذارند.
۲- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).
۳- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.
۴- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
]۵- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
۶- عمرتان بسيار طولاني است.
۷- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.
۸- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
۹- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
[۱۰- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.
۱۱- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
۱۲- عشق و هنر ابداع شماست.
۱۳- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
۱۴- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!.
۱۵- بهشت زير پاي شماست.
۱۶- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.
۱۷- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
۱۸- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.
۱۹- به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.
۲۰- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
۲۱- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مي‌نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور بگيرند.
22 - مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.
23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!.
۲۴- حق تقدم با شماست
۲۵- مرد از دامن شما به معراج مي رود.
۲۶- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.
۲۷- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.
۲۸- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه
خالي نمي كني .....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 13:36  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

آیدا جون مطلب دوس پسر آزاری جدا توپ بود!

علت اینکه دخترا از پسرا متفر میشن صرفا منفور بودن پسراست ولی علت اینکه پسرا از دخترا متنفر میشن اینه که یه دختری که میخواستنش قبلش ازشون متنفر شده و زده به تیپشون!

در ضمن مش چرتی خان مواظب حرف زدنت باش با توهین و بی احترامی حال کسی گرفته نمیشه اگه هنر کل کل داری یه جوری تیکه بنداز که آدمو بسوزونه نه اینکه بد دهنیتو به رخ بکشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 2:9  توسط ♂مهسا♀  | 

به کامیار...

فدات شم ایدا جون...

اقا کامیار حداقل ما ارایش میکنیم خوشگل میشیم...

شماها که خودتونو میکشید بازم همون خر خاکی باقی میمونید......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 13:18  توسط ترانه ♥♥( دستار مدیر )♥♥  | 

از طرف کامیار!

سلام به همه مخصوصا پسرای گل!ایدا خانوم به به بالاخره تشریف اوردید!ایدا چرا برعکس می گی معمولا پسرا سر دخترا را می برن شما دخترا اگر ارایش نکنید از سوسکم زشت ترید! شما مثل زالو هستید که تا با یه پسر دوس می شید همش ازش شارژ می خواید!فکر کنم جوابتو دادم!حالا برو کارواش خودتا بشور!راستی مش جعفر خوش اومدی بابا تو خونتا کثیف نگن اینا که ارزش ندارن!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 14:41  توسط کامیار♥(مدیریت پسرا)♥  | 

امسال ایدا

من هیچ نظری ندارم هیف که دوتا اختار دارم وگرنه حالیت میکردم سگ کیه....

ایدا جون نظر لطفته سگی از خودته گوسفند جون حالم از هرچی دختره بهم میخوره.....

مشتی زپرتی....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 9:20  توسط ♂مش جعفر ♀  | 

پسرای امروزی

 

پسرای  امروزی مثل گوسفند هستند:هر وقت بخوای میتونی کمی بهشون آب بدی و سرشون رو ببری!

 

 پسر ای امروزی مثل زالو هستند:وقتی به پدر و مادرشان میچسبند خونشان را میمکند!

 

پسرای امروزی مثل جغد هستند:هر جا پیداشون میشه با خودشون نحسی میارن.

 

پسراای امروزی مثل سگ هستند:دیگه گوشت نمیخوان،دنبال استخوان افتادن!!!!!!!(نکته کنکوری!)

 

پسرای امروزی مثل الاغ هستند:براحتی سواری میدن تا هر وقت که بخوای...

 mahsae-ali

پسرای امروزی مثل سوسک هستند:تنها تو جاهای کثیف میتونی پیداشون کنی...

 

پسرای امروزی مثل جیر جیرک هستند:شبها رختخوابشون شروع به جیر جیر میکنه.....!!!

 

پسرای امروزی مثل عنکبوت هستند:هر جا میرن چترشونو باز میکنن!

 

پسرای امروزی مثل قورباغه هستند:زبانشون از قدشون بلند تره!

 

پسرای امروزی مثل کلاغ هستند:خیلی زشتند اما به چیزای قشنگ علاقه زیادی دارند!

 

پسرای امروزی مثل خروس هستند:اونقدر سر و صدا میکنند که همه توجهشون جلب بشه.. .

 

پسرای امروزی مثل کفتار هستند:هم نفرت انگیز هستند هم موذی هم منفعت طلب هم ترسو!

  بیچاره پسرا همه زورشون به اینا میرسه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 22:38  توسط ایدا **( مدیر وبلاگ )**  | 

چند راه برا دوست پسر ازاری....

1 - اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین  
 
 سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟
 
می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من
 
مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.
 


2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه
 
برید سینما و فیلم رئیس یا روزسوم و... رو ببینید.
 
3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از
 
قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد
 
خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید. 
 
4 - آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و آستین های مانتوتونو خیلی بزنید
 
بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ،
 
 سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.

 
 


5 - عکسهای دو نفره ای رو
که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا
 
امثالهم گرفتید بهش نشون بدیدولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.
 
 


6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط
بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و
 
(احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی وشرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت
 
ببرید. 
 
7 - همین که تو ماشین بغل دستشنشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد
 
هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو
 
حساسید.

 



8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه
 
موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با
 
دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرفش بذارید



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 22:34  توسط ایدا **( مدیر وبلاگ )**  | 

طریقه درس خواندن پسخرا در دانشگاههای ایران


شروع ترم


دو هفته بعد از شروع ترم


در طول امتحان میان ترم


بعد از امتحان میان ترم


قبل از امتحان پایان ترم


اطلاع از برنامه پایان ترم


6 روز قبل از پایان ترم


5 روز قبل از پایان ترم



4 روز قبل از پایان ترم


1 روز قبل از پایان ترم


شب قبل از امتحان


1 ساعت قبل از امتحان


در طول امتحان


هنگام خروج از سالن امتحان


بعد از امتحان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 22:31  توسط ایدا **( مدیر وبلاگ )**  | 

همینجوری!

سلام

چی میگی کامیار؟؟؟

واقعنا کسی فهمید کامیار مشکلش چیه؟؟!!!

من نتم قظع بود وگرنه خودم میومدم

بچه ها دقت کردید چقد ترمای اول دانشگاه پسرا زشتن!!!!(در راستای مطلب عسل جون)!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 13:22  توسط ♂مهسا♀  | 

پسرا حرص نخورین....

يكروز يك زن و مرد ماشينشون با هم تصادف نا جوري ميكنه بطوريكه ماشين هردوشون بشدت اسيب ميبينه

ولي هر دوشون به طرز شگفت انگيزي جون سالم بدر ميبرن.

وقتي هر دوشون از ماشينشون كه حالا به اهن قراضه اي تبديل شده بود بيرون ميان راننده ي خانم بر ميگرده

ميگه:اه چه جالب شما مرد هستيد ببينيد چه بروز ماشينامون اومده!همه چيز داغون شده ولي ما سالم

هستيم! اين بايد يه نشونه اي از طرف خدا باشه كه اينطوري با صلح و صفا اغاز كنيم!

مرد با هيجان پاسخ ميده:اوه بله كاملا با شما موافقم اين بايد يه نشونه اي از طرف خدا باشه

بعد اون خانم زيبا ادامه ميده :ببين يك معجزه ي ديگه! ماشين من كاملا داغون شده ولي اين شيشه مشروب

سالمه مطمئنا خدا خواسته كه اين شيشه ي مشروب سالم بمونه تا ما اين تصادف خوش يمن كه ميتونه

شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگيريم

وبعد خانم زيبا با لوندي بطري رو به مرد ميده.....

مرد سرش رو به علامت تصديق تكان ميده و درب بطري رو باز ميكنه و نصف شيشه مشروب رو مينوشه و بطري رو

برميگردونه به زن

زن درب بطري رو ميبنده و شيشه رو برميگردونه به مرد.

مرد ميگه شما نمينوشيد؟

زن لبخند شيطنت اميزي ميزنه و در جواب ميگه:

نه عزيزم،فكر ميكنم الان بهتره منتظر پليس باشيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 14:25  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

عین حقیقت....

 

رفتاراقاپسرای دانشجو از ترم اول تاترم اخر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ترم اول (ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه...
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم ...
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...

ترم سوم (ترم افسردگی):

الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام ...
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا

ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم ...
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم ...

الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو...

ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ...
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم ...

ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!

ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه ...
ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا ...
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 13:56  توسط ♂عسل خانوم♀  | 

هه هه کامیار سوتی داد

ببینم کامیار  تو واقعا فکر کردی من بجا مهسا جواب تورو دادم؟؟؟؟ اقای سیب زمینی من جواب حرفاتو به خودم دادم درباره منقرض شدن که گفتم برو تو اینترنت و مجله بخون. حرف من درباره مهسا فقط یه خط بود.

تو خودت اصلا میفهمی چی میگی که بعدش یادت میره؟؟؟؟ همه حرفام درباره مطلب خودم بود . گفتمم که تنبیه میشی.

تو دیگه خیلی سیب زمینی هستی که نفهمیدی این جواب حرف خودت بود که به من زدی. ببین حالا که ضایع شدی یاد بگیر درست  حرفمو  بخون  و یادت باشه خودت چی گفتی.

امیدوارم ناراحت نشده باشی که بهت گفتم سیب زمینی. متاسفانه حقیقت تلخه....


هه هه هه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 0:18  توسط ♂عسل خانوم♀  |